تو چه را می مانی ...
که چو خورشید تو را می دانند
پیر روشندل قومت خوانند
تو که شب دستاری
بر سرت تافته ای
لیک خود خورشیدی
زخم پر عمق دلت را به لبت بخشیدی
تو که چون نور به آیینه دل تابیدی
![]()
از کدامین منبع شده ای روشنگر
ای چو خورشید درخشان رهبر ...
![]()
![]()
شعر از حامد خاکی ![]()
+ نوشته شده توسط حامد . الف (متخلص به خاکی) در شنبه 1385/10/23 و ساعت
23:32 |
